تبليغات|طراحی سایتX
5816 مكتب ايران (شيعه ) يك حزب تمام

مكتب ايران (شيعه ) يك حزب تمام

واقعیت چیست؟ « سید حسن آقا »

شيعه در طول تاريخ فراز ونشيبهاي دشواري را پيموده وهمواره مورد غضب سلاطين و حكام بوده جز دوران كوتاهي نتوانسته زمام امور را بدست آرد با تشكيل جمهوري اسلامي ايران بدست امام راحل خميني كبير جهان دچار بهت عجيبي شده است و دگرگوني بزرگي را شاهد بوده كه هنوز هم ادامه دارد شواهد و قرائن حكايت از استيلاي حكومت مهدوي در آينده اي نه چندان دور را ميدهد




طمع ناکام براندازان سبز به
بیت شریف امام خمینی
(رضوان الله تعالی علیه) :

 

 

 « مؤسسه تنظیم ونشر آثار حضرت امام خمینی (سلام الله علیه ) » وقتی که  زیر نظر یادگار آن سفر کرده شکل گرفت ، قرار بود به دور از بازی های سیاسی و ماجراجوییهای  نفسانی  ، عهده دار حراست از متن و معنای گفتارها و سیره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران باشد تا که درمسیر گذشت دوران ، کلام و منطق ناب آن یگانه عصر را از آفت تحریف و مصادره به مطلوب ایمن نگهدارد.

دقت نظر مرحوم « حاج سیّد احمد خمینی » در حفظ حریم تولیت آن آستان مقدس و این مؤسسه خطیر به قدری بود که پس از رحلت امام خمینی برای حفظ  این حریم ، دعوت برخی از اعضاء « مجمع روحانیون مبارز » که بعضا ً نیز از دوستان ایشان بودند را برای حضور در عرصهء سیاسی و نامزدی  نمایندگی مجلس  نپذیرفتند و با رونمایی از این غزل  امام راحل در پاسخ آنان ، نوشتند :

ما را رها کنید در این رنج بی حساب                با قلب پاره پاره و سینه ای کباب

عمری گذشت در غم هجران روی دوست          مرغم درون آتش و ماهی برون آب ...

 

این واکنش آزادانه مرحوم سید احمد آقا در زمانی بود که تندروان مجمع روحانیون ، جنگ نمایانی را با  « شورای محترم  نگهبان » در آستانه انتخابات مجلس چهارم  به راه انداخته بودند و اقدام به جای آن شورای قانونمند را در رد صلاحیت اعضاء تندروی آن مجمع بهانه ای کردند برای تلاش در ایجاد شکاف و اختلاف در ارکان نظام اسلامی ، ـ آن هم مدت کوتاهی پس از رحلت حضرت امام  ـ  ولی  سکوت حلیمانه و حکیمانه یادگار امام  در مقابل آن جنجال  نیز منجر به فروکش التهاب ساختگی آنان شد .

مرحوم سید احمد آقا هیچگاه نزدیکی جریان مذکور را به خود و  دفترو بیت امام راحل مجوز همراهی آن بیت شریف با آنان ندانستند و در دیگر مواردی چون اصرار اشخاص مطرح آنان چون « محتشمی پور » و « فخرالدّین حجازی » درماجرای  حملهء صدام به کویت  برای کمک نظامی به صدام برای جنگ با آمریکا که در آن مقطع به چالش اصلی مجمع روحانیون با رهبر فرزانهء انقلاب اسلامی مبدّل شده بود ، باز هم شاهد همراهی مرحوم حاج احمد آقا با رهبرمدبّر انقلاب اسلامی بودیم و همین همراهی  ها نیز کشور را از آتش آن فتنه حفظ کرد.

یادگار امام راحل در مدّت بیش از پنج سالی که پس از رحلت امام راحل همراه  رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بودند جز همراهی و تبعیتی مریدانه از خود چیز دیگری  به یادگار نگذاشتند و همواره  در برابر وسواس خناسانی که در پوستین دوست بر آن بودند تا که از بیت شریف بنیانگذار جمهوری اسلامی در جهت تضعیف ولایت و ارکان نظام اسلامی سوء استفاده کنند  ، ایستاد و بر سینه شان دست رد می زد و بلکه در مقابل هر مکری در این زمینه با تدبیری شکننده آنان را مواجه می ساخت. به عنوان نمونه وقتی که شیخ ساده لوح  « حسینعلی منتظری » با تحریک افرادی از اعضاء مجمع روحانیون چون « عبدالله نوری »نسبت به رهبری نظام وقیحانه لب به سخنانی گشود و از رأفت اسلامی نظام  سوء استفاده کرد مرحوم سید احمد آقا به خلاف انتظار آن جریان به جای همراهی و سر کشی دلجویانه به منزل آن مجرمان ، نامه انتشار نیافته ششم فروردین سال شصت و هشت امام خمینی در عزل و محکومیت منتظری را منتشر کرد و وی و مرتبطان منافق بیتش را از اینکه پا را از گلیم خود فراتر بگذارند بر حذر داشت .

تواضع بی دریغ و مخلصانه مرحوم حاج احمد  به شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی دیگر هیچ طمعی در نفوذی ها برای  بهره برداری از ایشان باقی نگذاشت و فاصله جریان مذکور از آن بیت شریف بسیار شد تا جایی که آن مرحوم به تنهایی  به جریان سوّم مستقلی شناخته می شد که ارتباط تنگاتنگی با رهبری نظام داشت و بر خلاف فشارها ، روز به روز بر عمق این ارتباط افزوده می شد تا جایی که آن یادگار امام در اواخر عمر شریفش منزل تاریخی حضرت امام را در شهر مقدس قم پس از رحلت حضرت آیت الله العظمی اراکی به عنوان دفتر مرجعیت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به طور رسمی به ایشان اهداء کرد و هم اکنون نیز آنجا دفتر معظم له می باشد.

بنابر اینکه وجود ایشان به عنوان محرم اسرار بنیانگذار جمهوری اسلامی مانع بزرگی در برابر تحریفات مادی ومعنوی مکتب امام خمینی بود وبسان دژ نفوذ ناپذیری حامی رهبر معظم انقلاب اسلامی تلقی می شد ، هنوز هم مرگ ناگهانی ایشان به ضربه ای پیش بینی نشده  می ماند که  جزو معدود  اتفاقات تعیین کننده تاریخ انقلاب اسلامی می توان آنرا دانست .  ولی ایشان برای حفظ حریم آن بیت شریف که یادگار بی نظیرترین عالم دینی  و رهبر اسلامی است ، در وصیت نامهء خود  بازماندگان خویش را بعد از خود  به این دقت نظر و امانت داری و فراست دعوت کرده تا که  برای همیشه طمع دنیا داران را از آن بیت شریف و مراکز وابسته آن چون مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و مرقد شریف آن سفر کرده قطع کند که در بخشی از آن وصیت نامه می خوانیم :

 « به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است . هرگز گرفتار تحلیل های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است .»‌( 30/6/71)

 

مرحوم سید احمد آقا به خوبی به افراد بیت امام اشراف داشت و به خوبی بر احوال افرادی چون « محمد علی انصاری » آگاه بود و به خدمات  آنان در آن بیت شریف عنایت داشت ولی تولیت آن آستان شریف و مسؤلیت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام را به جای ایشان به فرزند ارشد خود وصیت کرد که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بنابر احترام به آن وصیت آنرا تنفیذ کردند. نکته ای که در این وصیت نهفته ، دنبال گیری همین روش و منش یادگار امام بوده است .

ولی متأسفانه ما به خصوص پس از دوم خرداد هفتادوشش ،‌جهت گیری و سمت وسوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و حرم شریف آن بزرگوار را در جهت مطامع جریان مجمع روحانیون مبارز که محمد علی انصاری نیز عضوی از آن است ، دیده ایم که در برخی از مقاطع چون اتفاقات اخیر، دخالت بی پروای این مراکز را در مباحث تند سیاسی خارج از روش یادگار امام و شأن  مراکزی که منتسب به بیت امام راحل می باشد ، می یابیم .

به عنوان مثال ما در صورتی شاهد انتشار بیانیه هایی برای تطهیر جریان کودتای مخملی سبز از طرف آن مؤسسه هستیم که در زمان دولت دوّم خرداد وقتی« اکبر گنجی » ـ  سمپات خارج از کشور براندازان سبز ـ در جلسه سبز های برلین از « به موزه سپرده شدن مکتب امام خمینی » سخن گفت ، کوچکترین موضع گیری را از آن مؤسسه ندیدیم و لی در انتخابات نهم جناب محمد علی انصاری بر خلاف عادت همیشگی لباس روحانیت بر تن کرد و از موضع رییس مؤسسهء تنظیم و نشر آثار مبلّغ سر سخت جناب رفسنجانی شد و رقیب مردمی ایشان را به عنوان جریانی خطرناک  معرفی می کرد و ما در سالگرد امام راحل در سال هشتادوچهار تصاویر زیادی از آقای رفسنجانی را در مرقد مطهر دیدیم که مورد اعتراض شدید انبوه زائران قرار گرفت . عدم دعوت از رییس جمهور برای اولین سخنرانی های مرقد مطهر  و تداوم دعوت از « محمد خاتمی » و دیگر سرشناسان جریان سبز و تبلیغ خاموش از « میر حسین موسوی »‌ مثلا ً با گزینش  تابلوهای معدودی از تصاویر هیأت دولت موسوی در نمایشگاههای مناسبتی سالگرد رحلت امام از میان دهها تابلوی نمایشگاهی و امثال اینها و مواضع و عملکرد مشکوک پس از انتخابات نیز از این دست اقدامات ایشان است .

حاضر جوابی مسئولان مؤسسه درقبال منتقدان در صورتی است که در این سال ها تحریفات واهانت های قابل پیگیری از طرف آن مؤسسه دنبال نشده است که به عنوان نمونه  تنها دو مورد آنها عبارتند از :

1 ـ خیال بافی « ‌ابراهیم یزدی » دبیر کل گروه غیر قانونی نهضت آزادی  مبنی بر اینکه حضرت امام خمینی در سال شصت و چهار بعد از مشورت با وی در ادامه دادن جنگ مردد شده بود.( ر.ک روزنامه شرق/ یادنامه ویژه جنگ مهر 84 ص 13 )

2 ـ ادعای  سخن گزافی درکتاب خاطرات آقای رفسنجانی که گفته شده بود که ؛ « در سال 64 حضرت امام می خواست  از رهبری کناره گیری  کند.»

ما در صورتی  سکوت آن مؤسسه را در مقابل انتشار چنین افکار مهلکی  داریم که اخیرا ً وقتی  کسی  از حقیقت همراهی جریان سبز موسوی با جریا ن نفاق « رجوی » سخن داشت بیانیهء تند  یکی از منتسبان به جریان کودتای سبز و انتشار همه گیر آنرا در نشریات برانداز به عنوان پاسخ مؤسسه نشر وآثار امام خمینی  دیدیم . انسان می ماند که آیا اینجا مسئول حفظ  آثار و افکار امام راحل است  یا حافظ منافع افرادی چون خاتمی و موسوی و کروبی است که ارتباط  آشکار و پنهان آنان با غرب مستکبر و معاند محرز شده است؟!

به راستی چرا سیره جوانمردانه یادگار امام در آن مؤسسه و مرقد شریف باید تا این حد متروک شود؟!

چرا خواست مردم خداجوی کشورمان باید چنین جفاکارانه  نادیده گرفته شود؟!

چرا  صدها مشتاق همنفسی با امام راحل که در شب های قدرطبق سال های گذشته به آن محفل روح اللهی برای درک حضور، حاضر می شوند ، امسال باید با چراغ خاموش آن مضجع شریف روبرو شوند و با منطق بچگانهء «  یا ما یا هیچ کس » مواجه شوند ؟!

آیا از  اینگونه عملکردها بویی از مردم داری یادگار امام استشمام می شود؟!

آیا اینگونه قهر های بچگانه در شأن جایگاه شریف حضرت روح الله می باشد؟

چرا شبکه های ماهواره ای فحشا زده و سایت های سلطنت طلب و مارکسیسمی و منافقان باید چنین از غیبت های مشکوک و مواضع اینچنینی مسئولان مؤسسه  شعفناک شوند ؟! مگر حضرت روح الله و پس از او رهبر فرزانهء انقلاب  به ما ملاک ندادند که ؛ «هرگاه دیدید دشمنان و بیگانه گان از شما تعریف می کنند به عملکرد خود شک کنید و در روش خود تجدید نظر کنید »؟!

این جریان پا را از این فرا تر گذاشته است و بر آن است که برای بازسازی جبهه شکست خورده خود  از بیت شریف امام راحل بهره برداری ابزاری کند و چه شگرف تاریخ تکرار می شود ، روزگاری جریان  بنی صدر به همین نیت  خواست که از مرحوم سید احمد آقا برای پست نخست وزیری استفاده کند تا دولت خود را از اقلیت خارج نماید ولی حضرت امام خمینی به عنوان اصل به وی چنین نوشتند:

 

بأسمه تعالی

بنا ندارم اشخاص  منسوب به من متصدی این امور شوند . احمد ، خدمتگزار ملّت است و در این مرحله با آزادی بهتر می تواند خدمت کند . والسلام علیکم .

 ( صحیفهء نور ج 13 ص 56 ـ 1/5/59)

 

و  بعد ها نیز حضرت امام در وصیتنامه ای شخصی خطاب به آقاى سید احمد خمینى فرمودند:

 

 از احمد- وفقه اللَّه تعالى- مى‏خواهم كه كوشش خود را صرف نماید در خدمت به جمهورى اسلامى، و اگر پس از من از طرف متصدیان كارى كه به شایستگى مى‏تواند انجام دهد از او خواستند براى خدمت به اسلام و مسلمین، نه براى مقام و جهات دنیوى، رد نكند و از خدمت رو برنگرداند كه در حال حاضر خدمت به این جمهورى اسلامى بر عهده همه است.

 

( صحیفه نور   ج‏17 ص70 / وصیتنامه در امور شخصیه ـ3/8/61 )

 

  نکتهء  مهمی که در این وصیت نهفته؛ تأکید امام راحل بر این است که ؛ « نه براى مقام و جهات دنیوى » و  در اواخر عمر بابرکتشان  در ابلاغ سیاست های کلّی نظام در بازسازی بعد از جنگ  باز به سران نظام فرمودند:

 

 

« احمد به صورت آزاد بهتر می تواند به اسلا م و مردم کشور خدمت نماید.»

 

 (صحیفه نور ج21 ص159 / 11/7/67)

 

و همانطور که گذشت یادگار امام  همواره مراقب این سفارش های پدر فرزانهء خود بودند.

بزرگان اصول گرا همواره احترام و حفظ حریم آن بیت شریف را بر خود واجب دانسته اند چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز اخیرا ً پس از بازگشت فرزند مرحـــوم « حاج آقا مصطفی خمینی» که مواضع نا صوابی نسبت به نظام داشته است ، با ایشان پدرانه برخورد نمودند و یا  به یاد دارم که در سال گذشته در بحبوحه جسارات وقیحانه امثال محتشمی پور به شخص « حضرت آیت الله مصباح یزدی »، وقتی که فرزند یادگار امام ؛ جناب « سید حسن خمینی »  در خواست ملاقاتی با معظم له داشتند ایشان زمان درس وبحثی که با برخی از افاضل داشتند را  برای این ملاقات  تغییر دادند و فرمودند :

« بنای من بر  تغییر ساعات مباحثه  نیست و دوستان  خوب می دانند من تا به حال این ساعات را تغییر نداده ام ولی احترام به ایشان (سید حسن ) احترام به بیت شریف امام است .» ـ اگر چه فرزند یادگار امام ترجیح داد که این ملاقات به خلاف ملاقات های اخیر ایشان با برخی از سران اغتشاش رسانه ای نشود و هنوز هم برای ما ریشه  این رو در وایستی ها با جریانات مدعی مشخص نیست.ـ ولی امثال این برخوردهای  بزرگان با آن بیت شریف کم نبوده است .

ولی آنچه که مسلّم است « حرمت امام زاده را بیش از همه ، تولیت آن باید حفظ کند .» و یادگاران آن بیت شریف باید مراقب باشند تا که در بازی های سخیف قدرت طلبی جریانات قرار نگیرند و طعمه ای برای بازگشت ورشکسته های کودتاگر مخملی نشوند چرا که حرکات مزورانه این جریان چون مطرح کردن زود هنگام نامزدی برخی از منتسبان بیت امام در انتخابات ریاست جمهوری آینده و پنهان شدن آنان در پشت برخی از فرزندان یادگار امام و تلقی هرگونه انتقاد بر علیه خودشان را به عنوان اهانت به آن بیت شریف نمی توان نکات قابل چشم پوشی یافت.

 غیبت های سؤال انگیز « سید حسن آقا » در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری و سر کشی وی و برادرش « یاسر »  به منازل متهمان و مجرمانی که در زمان دولت خاتمی سخن از به موزه رفتن افکار امام خمینی داشتند  وسکوتی که مؤید قانون شکنی های جریان برانداز سبز است  ، قبل از آنکه گویای  مواضع آن بیت شریف باشد خطر جدا شدن یادگاران آن بیت  را از خط انقلاب گوشزد می کند چرا که این تجربه تلخ امر تازه ای نیست و همانطور که تنها  پسر مرحوم حاج آقا مصطفی بنا بر کج سلیقگی در مواردی با منافقان امت همراهی کرد و  مطرود مردم گشت  این خطر دیگر بازماندگان محترم آنرا نیز تهدید می کند . البته توقع اینکه نوادگان حضرت امام چون  امام خمینی ، ـ  آن بی نظیر تاریخ ـ  باشند ، چشمداشت بسزایی نیست ولی حداقل خواست مردم این است که ؛ فرزندان مرحوم حاج سید احمد آقا و حاج سید مصطفی بسان پدران خود وارسته و نمایندهء راستینی از آن بیت شریف باشند و با درایت  طمع تمام فرصت طلبان را ناکام کنند
http://hadihamidi62.blogfa.com/post-94.aspx

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط ايراني در ساعت 03:13 ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

دانلود چند فيلم



انا لله و انا الیه راجعون

به کدامين گناه شيعه را سر مي برند

 

سر بريدن شيعيان را هنر خود مي دانند و افتخار مي کنند و بر خود مي بالند ايا اينها سنگ دل نيستند يا مثل يهوديان فکر مي کنند که فقط خودشان انسان هستند و ديگران حيوان پس بريدن سرحيوان نيز زياد سخت نيست حالا که مي برند به چه گناهي ؟  گناه شيعيان چيست که اينگونه مظلومند حتي در مرگ؟

سر بريدن شيعيان با قصد قربت

 

در اين کليپ حدود سي چهل نفر را روي شکم  کنار ديواري خواباندند و با اسلحه کلاشينکف وحشيانه به آنها شليک مي کنند جالب اين است براي ادم کشي نوبت را رعايت مي کنند و حتي براي مردن هم رعايت کرده اند اين شد نظم در کارها و مسلمان کشي يعني منظم بودن ....

کشتار دسته جمعي مسلمانان

 

اين فيلم حاوي يک عملياتي تروريستي انتحاري با نام ربعي بن عامر با فرماندهي ابو عمر البغدادي که هدف ان در شهر سامراء  و از بين بردن بقول خودشان شرطه يا نيروهاي انتظامي شهر سامرا مي باشد

در اين عمليات اشخاصي مثل ابو جعفر اليمني که سن او به بيش از 23 سال نمي رسد قبل از عمليات ملاقاتي با دوستان خود دارد و با دوستان خود خوش و بشي دارد  و بعد از آن به طرف مقر خود مي روند  و با آماده کردن ماشين حامل مواد منفجره راهي جهنم دنيا و اخرت خود مي شوند.

 

عمليات انتحاري و کشته شدن 40 نفر از مسلمانان

 

این مطلب را حتما" بخوانید تا با واقعیت های جدیدی آشنا بشوید :

در این چند سال اخیر یک اسم خیلی سر زبان ها افتاد و بقول معروف مشهور شد و او کسی نبود جز عبدالمالک ریگی(جهنم مکان) کسی که براحتی آدم میکشد و به همان راحتی کشتن آدم ها را تکذیب میکند و اما او که بود و الان چه میکند ؟

نکته : بدلایل امنیتی از درج بعضی اسامی اشخاص و اماکن معذورم .

عبدالمالک ریگی (جهنم مکان)در خانواده ای بدنیا آمد که بر خلاف خودش ! بسیار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرایدار یک شرکت ساختمانی در زاهدان کارمیکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعیتش را میداد. او ( پدرش ) دارای دو زن و ۸ فرزند بود که ۳ پسر و ۵ دختر را سرپرستی میکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زیادی به پیشرفت و تحصیل او داشت چون دو برادر دیگرش از تحصیل بازمانده بودند و اکنون پدر امیدوار بود که او حداقل برای خودش کسی بشود . بهرحال دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند و در همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید . البته یکی دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج بشود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند . در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند . پس از اینکه عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی کفاف خرجی او را نداد ، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبی  نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان ۱۳۷۶ یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید ، گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ۴ نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه دار شده بودند راهی کشور پاکستان شدند ( شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان ) و در آنجا در یک مدرسه دینی مشغول فراگیری علوم مذهبی ! شدند که از بد ماجرا این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ۷ ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اینکه تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی  از انها نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات ، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.در یکی از روزها که قرار بود آقای ر - ا  یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله ، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد. و اما چرا اینگونه شد :

در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا" اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود اما شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای ما اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب . و درست در همان ایام سایت روز آنلاین توسط خانم مریم کاشانی یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها  و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندالله و عبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و مثلا طرفداری از بلوچها !!!! تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو دادند و راههایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله برای غیر مسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروههایی مثل القاعده و طالبان می انداخت که با نام الله سر میبرند. و به همین خاطر اسم گروه را به  جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.......

این مطلب ادامه دارد و در پست بعدی سعی خواهم نمود که جزئیات بیشتری را به اطلاع برسانم.

بر گرفته از وبلاگ http://salaf.blogfa.com/8605.aspx
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 5:8  توسط متصدی جهنم  |  46 نظر

اکتشاف ماهرانه
یکی از وبلاگهای بسیار فعال که فعالیت شبانه روزی او بی اغراق چشمگیر است و استحقاق پاداش! های فروانی دارد
که بلاشک اربابان این خدملات را بی پاسخ نخواهند گذاشت
یک سوتی اینها را عنوان می کنم تا مواجب ایشان کسر شود

وبلاگی که خود را اهل سنت جنوب می نامد
به آدرس من ایمیلی زده و کلی خبر وفیلم و غیره برایم فرستاده اتفاقا اولین مطلبی که باز کردم
مربوط میشود به یک افشاگری مهم توسط ایشان!!!
ایشان بسیار کوشیده ثابت کند که حضرت زهرا به شهادت نرسیده و در جوانی! فوت نموده اند بدون اینکه در تاریخ به مرض ایشان اشاره شود

آقای اهل سنت جنوب در این رابطه عکس تقویمی از سال ۱۳۷۱ را آورده وبا خطی ناخوش نوشته اینجا اثری از وفات یا شهادت نیست

جناب آقای آی کیو ! یعنی شما می فرمائید حضرت زهرای مرضیه بنت رسول الله (سلام الله علیها) در سال ۱۳۷۱  به شهادت نرسیده بودند وحتی وفات نیافته بالطبع به معراج !رفته اند
بنازم به رو


آدرس عکس
http://mm10236.persiangig.com/image/01.jpg


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 5:24  توسط متصدی جهنم  |  40 نظر

اکتشاف ماهرانه
یکی از وبلاگهای بسیار فعال که فعالیت شبانه روزی او بی اغراق چشمگیر است و استحقاق پاداش! های فروانی دارد
که بلاشک اربابان این خدملات را بی پاسخ نخواهند گذاشت
یک سوتی اینها را عنوان می کنم تا مواجب ایشان کسر شود

وبلاگی که خود را اهل سنت جنوب می نامد
به آدرس من ایمیلی زده و کلی خبر وفیلم و غیره برایم فرستاده اتفاقا اولین مطلبی که باز کردم
مربوط میشود به یک افشاگری مهم توسط ایشان!!!
ایشان بسیار کوشیده ثابت کند که حضرت زهرا به شهادت نرسیده و در جوانی! فوت نموده اند بدون اینکه در تاریخ به مرض ایشان اشاره شود

آقای اهل سنت جنوب در این رابطه عکس تقویمی از سال ۱۳۷۱ را آورده وبا خطی ناخوش نوشته اینجا اثری از وفات یا شهادت نیست

جناب آقای آی کیو ! یعنی شما می فرمائید حضرت زهرای مرضیه بنت رسول الله (سلام الله علیها) در سال ۱۳۷۱  به شهادت نرسیده بودند وحتی وفات نیافته بالطبع به معراج !رفته اند
بنازم به رو
|لينك ثابت| نوشته شده توسط ايراني در ساعت 04:45 ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

قضاوت با شما

قضاوت با شما متن یکی از وبلاگهای وهابیت را بدون کم وکاست برای شنما به نمایش میگذارم شما خود قضاوت کنید و منطق این وهابیون را در یابید ــــــــــــــــــــوبلاگ معنای نبوت!!!ــــــــــــــــــ ما مسلمان هستیم و بقیه کافر بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ از ما میپرسیدند چرا ما وهابیون با شیعیان سخت گیری می کنیم به طوری که با یهود ونصارا آن طور نیستیم برخی بر این مسئله ملاحظاتی می کنند اما من حقیقت را می گویم آری ما با شما سخت تر یم تا با یهود ونصارا و بر این اعتقاد خود استناد داریم محمد رسول الله والذین معه اشدا علی الکفار ورحمائ بینهم شاید بگوئید چرا این آیه را بر دفاع از کار خود آوردم شیعیان در کار خود نفاق دارند و شیخین را لعن می کنند و می گویند ما مسلمانیم در حکم اسلام این افراد منافقین هستند چرا که یک حکم بدیهی اسلام را نفی می کنند و خود را مسلمان می دانند و بر کسی پوشیده نیست که نفاق زیانش از کفر بدتر است الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع النفاق پس جای شکی باقی نمی ماند که شیعیان نفاق دارند پس از کفار بدترند و هر گونه مسامحه وسازش با آنان به منزله الحاد است و قتل این افراد وموافقین آنها واجب است واگر کسی کوتاهی کند بهره ای جز آتش دوزخ نخواهد داشت فاروق الاعظم می فرماید :حق تنها با من است و جز من و کاتب و راکب وکاسب بدون حساب به بهشت نمی رویم ملا عنید انبرستانی در شرح این روایت می گوید( کاتب عثمان رضی اله عته میباشد و راکب خال المومنین معاویه و کاسب صدیق الاکبر است که در پی کسب وجاهت بود) در اینجا می گویم یهود ونصاری و حتی مشرکین وکفار بهتر از اهل نفاق هستند در جایی که برادران یهودی ما طالب صلح و سازش هستند و ومایلند بخشی از فلسطین را به مسلمانان ببخشند چرا گروههای نا آگاهانه در راستای منافع استکبار گام ور میدارند وچون حماس و حزب الله آتش جنگ را فرا گستر میکنند یهود ونصاری شرکای تجاری ما هستند ومنافع آنان منافع ماست ونباید چهره ای کریه از اسلام به اینها نمایش گذریم حتی به قیمت واگذاری موقت بخشی از ایران عزیزمان ادامه نظرات مرا در وبلاگ http://gulnarbahar.blogfa.ir/ مطالعه فرمائید
|لينك ثابت| نوشته شده توسط ايراني در ساعت 02:04 ارسال نظر . 4 نظر وجود دارد

شيعه يك حزب تمام

شيعه در طول تاريخ فراز ونشيبهاي دشواري را پيموده وهمواره مورد غضب سلاطين و حكام بوده جز دوران كوتاهي نتوانسته زمام امور را بدست آرد با تشكيل جمهوري اسلامي ايران بدست امام راحل خميني كبير جهان دچار بهت عجيبي شده است و دگرگوني بزرگي را شاهد بوده كه هنوز هم ادامه دارد شواهد و قرائن حكايت از استيلاي حكومت مهدوي در آينده اي نه چندان دور را ميدهد
|لينك ثابت| نوشته شده توسط ايراني در ساعت 11:32 ارسال نظر . 10 نظر وجود دارد